X
تبلیغات
رایتل
21 خرداد 1392

فالش

ظهـر تب‌کرده‌ی تابستان بـود 


نگاه من اما
پشت شیشه‌ی عرق کرده‌ی اتاقکی زیرشیروانی
زیـر نـور ماتــ چـراغ‌برق آن‌سـوی خیـابان
در ردیفــ کاج‌های به برف‌نشسته
سکوتــ شب را دست‌چیـن می‌کرد

 

خاطـره‌ای گنگـ جیـغ می‌کشـد
 
ظهر تب‌کرده‌ی تابستان بـود